آمریکا را بی آبرو خواهیم کرد.

سخنان امام خمینی درباره مصر Imam Khomeini's Words About EgyptT

ملتهاى شريف مصر و عراق و ديگر كشورهاى تحت سلطه منافقان بايد قيام كنند و به بلندگوهاى فاسد كه اين جنايتكاران را مسلمان جلوه مى‏دهند، گوش فرا ندهند و از قدرتهاى پوشالى اين خائنان نهراسند. (‌صحیفه نور جلد 15 ص 61)

All the respected nations like Iraqis and Egyptians and other oppressed ones should rise up and do not listen to the corrupted voices who are trying to show the hypocrite oppressors as Muslims, these nations should not fear these hollow powers! 1

(Sahifeh Noor of Imam Khomeini vol 15 page 61)

http://www.talabeblog.ir/SAM.php?t=YToxOntzOjM6InVzciI7czoyOToiSW1hbV9LaG9tZWluaV81MTI5NjU5OTgwMC5qcGciO30=

 www.fardamg.blogfa.com برای مشاهده متن کامل به ادامه مطلب رجوع کنید.

ادامه نوشته

علم در انديشه امام خميني(ره)

در ادبيات اسلامي و کلام نقل شده از معصومين(ع)، مفهوم علم به تعبيرهاي گوناگون مورد ستايش قرار گرفته است؛ چنانکه از آن با عناويني چون وديعه خدا در زمين(۱)، گنج(۲)، گمشده مؤمن(۳)، سلاح در برابر دشمنان(۴)، برترين مايه عزت(۵)، سبب معرفت و توحيد خدا(۶) ياد شده است. در امر تقسيم علوم؛ علوم مختلف در دو شاخه طبيعي و انساني تقسيم‏بندي شده است که عبارتند از: علوم نرم(۷) و علوم سخت(۸) و از نظرگاهي ديگر مي‏توان از آن به عنوان علوم الهي و علوم بشري نيز نام برد که هر کدام ويژگيهاي خود را دارند. اما در انديشه امام‏خميني علم به چه معناست و چگونه تقسيم‏بندي مي‏شود؟ عنايت آن به چيست و به چه منظور شايسته توجه است؟ پاسخ به اين سؤالات نه تنها به منظور فتح بابي است براي ورود به بحث حاضر؛ بلکه کشف ميزان ضرورت توجه به توليد علم در انديشه امام‏خميني است.

http://img.tebyan.net/big/1388/03/10411618925411096124651442182232434621212632.jpg

در قلمرو شناخت، انديشه‏پردازي امام‏خميني در سايه جهان‏بيني الهي، ايشان را در چارچوب حس صرف و عقل صرف محصور نکرده است؛ بلکه ديدگان ايشان را به ماورا گشوده است و از اينروست که دو معنا به شکلي توأم، در مجاري شناختي ايشان مورد توجه است و حاصل آن نيز، خلق گونه‏اي اعتقاد به تکثر علمي است. در سايه اين بينش وسيع در عرصه شناخت، پيشرفتهاي علمي بشر مشروعيت مي‏يابد و شايسته ستايش و استقبال مي‏گردد. ادعاي آنکه اسلام با نوآوريها مخالف است؛ همان سان که محمدرضا پهلوي مي‏گفت: اينها مي‏خواهند با چهارپايان در اين عصر سفر کنند، اتهامي ابلهانه است؛ زيرا اگر مراد از مظاهر تمدن و نوآوري، اختراعات و ابتکارات و صنعتهاي پيشرفته است ـ که در پيشرفت وتمدن بشر دخالت دارد ـ هيچگاه اسلام و ساير مذاهب توحيدي با آن مخالفت نکرده و نخواهند کرد؛ بلکه علم و صنعت، مورد علاقه، تأکيد و تأييد اسلام و قرآن مجيد است.(۹) بنابراين مطلق علم مفيد، در انديشه امام مشروع شناخته شده است. در امر تقسيم‏بندي، امام‏خميني تقسيم علم به دو معناي اسلامي و غيراسلامي ـ که ثمره آن طرد علوم غيراسلامي باشد ـ را مردود مي‏شمارد؛ چنانکه ايشان در دفاع از انقلاب فرهنگي در سال 1359، اين امر را مورد تأييد قرار داده و فرموده‏اند: بعضي گمان کرده‏اند که کساني که اصلاح دانشگاهها را مي‏خواهند و مي‏خواهند دانشگاهها اسلامي باشد...، اين اشخاص توهم کردند که علوم دو قسم است. هر علمي دو قسم است، علم هندسه؛ يکي اسلامي است، يکي غيراسلامي. علم فيزيک؛ يکي اسلامي و يکي غيراسلامي. از اين جهت اعتراض کرده‏اند به اينکه، علم، اسلامي و غيراسلامي ندارد و بعضي توهم کرده‏اند که اينها قائلند به اينکه دانشگاهها بايد اسلامي بشود؛ يعني فقط علم فقه و تفسير و اصول در آنجا باشد... اينها اشتباهي است که بعضيها مي‏کنند يا خودشان را به اشتباه مي‏اندازند... مي‏گوييم بايد دانشگاهها از بنيان تغيير بکند و تغييرات بنيادي داشته باشد و اسلامي باشد؛ نه اين است که فقط علوم اسلامي را در آنجا تدريس کنند نه اينکه علوم دو قسمند. هر علمي دو قسم است؛ يکي اسلامي، يکي غيراسلامي... ما مي‏گوييم در اين پنجاه سال يا بيشتر... جوانهاي ما اگر علم هم پيدا کرده باشند، تربيت نشده‏اند.(۱۰) تأمل در کلام فوق آشکار مي‏سازد که امام در قالب يک تقسيم‏بندي، علوم اسلامي متداول و مضمون به اين عنوان، نظير فقه، کلام، تفسير، فلسفه و... را از غير آن جدا مي‏سازد؛ اما در خصوص ساير علوم، تقسيم آنها به علوم اسلامي و غيراسلامي را برنمي‏تابد.

با توضيحات فوق سؤال اساسي اين است که در خصوص ساير علوم غيراسلامي ملاک مشروعيت علم از نظرگاه امام چيست؟ يا علوم ـ غير از علوم‏اسلامي ـ به مجرد عدم ورود به دايره اسلام چه وجهي پيدا مي‏کند؟ در اينجا تأملي در کلام امام، حکايت از آن دارد که در منظومه انديشه ايشان اين امر کاملاً ملحوظ نظر قرار گرفته است و مفهوم «علم جهت دار» مورد نظر ايشان است که پاسخگوي چنين مسئله‏اي نيز مي‏باشد. اما علم جهت‏دار کدام است؟

علم جهت‏دار علمي است که بزعم امام و در يک بيان به اسم «رب» باشد و قرائت آن نيز به اسم رب باشد، ديدن آن؛ يعني ابزار مشاهده و سنجش آن به اسم رب باشد، شنيدن آن به اسم رب باشد، گفتن آن به اسم رب باشد و در همه مواردش نام رب باشد و در مجموع، از ابتدا تا انتها برنامه‏هاي آن در قالب اسم رب صورت پذيرد.(۱۱) بنابراين ملاک در مطلق علم اعم از؛ طبيعي و غيرطبيعي، اتصاف آن به صفت «جهت الوهيت داشتن» است و غير از اين در شمار علوم غيرمفيد و غيرمطلوب قرار خواهد گرفت «آن چيزي که اسلام مي‏خواهد؛ تمام علوم، چه علوم طبيعي باشد و چه علوم غيرطبيعي، اين است که تمام اينها مهار بشود به علوم الهي و برگشت به توحيد بکند؛ اين است مقصد اسلام. هر علمي که جنبه‏الوهيت در آن باشد؛ يعني انسان طبيعت را که مي‏بيند خدا را در آن ببيند، ماده را که مي‏بيند خدا را در آن ببيند، ساير موجودات را که مي‏بيند خدا را در آن ببيند. آن که اسلام براي آن آمده است براي برگردان تمام موجودات طبيعي به الهيت و تمام علوم طبيعي به علم الهي است... علوم طبيعي هم بايد باشد، معالجات بدني هم بايد باشد لکن مهم آن مرکز ثقل است که مرکز توحيد است، تمام اينها بايد برگردند به جهت‏الوهيت. نبايد ما خيال کنيم که مثلاً اگر علوم در اسلام هم باشد مثل علومي است که ساير مردم يا ساير رژيمها دارند.»(۱۲)

در انديشه امام، علم با جهت‏الوهيت قطعا تعيناتي در عالم خارج دارد که در دو مقوله اساسي تربيت انسان و خدمت به او خلاصه مي‏گردد و به بيان ديگر، مساعد او در رسيدن به سعادت ـ که همانا غايت علم مطلوب است ـ خلاصه مي‏گردد. «در قرآن کريم وقتي که ظاهر اول آيه‏اي که بر پيغمبر وارد شده است هم قرائت را توصيه کرده است، هم آن جهتي را که بايد قرائت در خدمت او باشد بيان فرموده است، فرموده است: «إقرأ باسم ربک»، قرائت مطلقا، علم مطلقا، دانش مطلقا مطلوب نيست، چه بسا دانشي که برضد انسانيت انسان و برضد کرامت انسان است. بنابراين، دانشي که جهت داشته باشد، براي خدمت بشر باشد، به اسم رب باشد، توجه به ربوبيت الهي داشته باشد، توجه به اسم خدا داشته باشد؛ آن قرائت و آن علم و آن مسلسل، همه در خدمت انسان است. عمده، آن جهت و غاياتي است که در افعال انسان و در آلاتي که انسان درست مي‏کند و در علم و دانش و ساير چيزهايي که افعال انسان است، آن چيزي را که جهت مي‏دهد آن غايات است(۱۳)» امام خميني با تأکيد بر اينکه مهمترين وظيفه و رسالت انبيا، انسان‏سازي، و موضوع علم جملگي ايشان انسان است، دايره تعليم پيامبران را متوجه تربيت انسان نموده(۱۴) و علم ايشان را معطوف به تربيت بشر معرفي کرده است، امري که عبارت اخراي آن تأييد مشروعيت مطلق علمي در ديدگاه امام است؛ که تربيت انسان را ملحوظ نظر قرار داده باشد «آن علمي ميزان است و آن علمي براي بشر سعادت است که تربيت در آن باشد و از کسي که تربيت الهي شده است القا بشود به بشر. آن اگر در همه مدارس ما ـ چه مدارس علوم اسلامي و چه مدارس علوم ديگر ـ اگر در همه آنها اين معنا باشد و انحراف در کار نباشد و استقامت باشد، چندي نمي‏گذرد که همه جوان‏هاي ما که اميد آينده اين مملکت هستند؛ همگي اصلاح مي‏شوند و همه نه شرقي و نه غربي بار مي‏آيند و همه بر صراط‏مستقيم واقع مي‏شوند»(۱۵)

 

پینوشت ها:

۱. بحارالانوار، 2/36.

۲. غررالحکم، 1/25.

۳. بحارالانوار، 1/168.

۴. همان، 1/166.

۵. غررالحکم، 6/383.

۶. بحارالانوار، 1/166.

۷. soft scinces

۸. Hard sciences

۹. روح الله خميني، صحيفه نور، (تهران: انتشارات الهام، بي تا)، ج 21، ص 406.

۱۰. همان، ج 21، ص 406.

۱۱. همان، ج 8، ص 325.

۱۲. همان، ص 435.

۱۳. همان، ج 12، ص 448.

۱۴. همان، ج 13، ص 510.

۱۵. همان، ج 8، ص 325.


منبع: فصلنامه اندیشه انقلاب اسلامی، سال سوم، شماره 9

زن در نگاه و نهضت امام خمینی(ره)

گذشته از برخی چهره های ماندگار در عرصه های ابتکار و خلاقیت و ادبیات و حماسه و تعهد اجتماعی، که «زن بودن» را همان «انسان بودن» تلقی کرده و آمادگی های فطری و ذاتی شان را ظاهر ساخته اند، بیشتر چنین است که زن با گذار از سنت و مذهب هم نتوانسته است در دوران تجدد، به تغییر و تحولی درخور انسانیتِ خویش نایل شود؛ چرا که در این دگرگونی ها، تنها شکل و شمایلِ ظاهری اش عوض شده است.انقلاب 57، یک بار در تاریخ کشورمان نشان داد که می توان از جامعه زنانِ ایرانی و مسلمان، انتظار قبول جایگاه انسانی و آرمانی خود را داشت. مهم این است که زمینه ها و انگیزه های کمال جویانه را در دنیای زنان به وجود آورده و آنان را در سیر و پویه خودآگاهانه خویش یاری کرد.در این مجال، با ارایه نمونه هایی از رفتار و گفتار حضرت امام خمینی قدس سره ، به ارزیابی پدیده بازگشتِ زنان ایرانی در برهه ای تعیین کننده از تاریخ کشور خواهیم پرداخت.

http://4rrxaw.bay.livefilestore.com/y1pEHftVz2E4Tvrg0KGJzOCxInYCJ6qnJ9mfgmgfTjmQohOddN9rmbyYOFNISkv_Jn7YZqX94J1wqsJjZmWEuk-bg/Imam_Khomeini_in_heaven.jpg

 www.fardamg.blogfa.com برای مشاهده متن کامل مقاله به ادامه مطلب رجوع کنید.

ادامه نوشته