سیره عملی استاد شهید مطهری

شهید مطهری از آن هنگامیکه شروع به تحصیل نمود با آن استعداد و عشق و علاقه فراوان به فراگیری علوم دینی بر این بوده است که معارف دینی را فرا گرفته و بدیگران نیز بیاموزد، مصداق بارز همان حدیث شریف نبوی که «خیرکم من تعلم القرآن و علمه[1]» ایشان نخستین هجرت خود را در سن 12 سالگی به حوزه علمیه مشهد مقدس آغاز و با جدیت و نظم به تحصیل علوم اسلامی می پردازد.تا آنجا که از خود استاد شهید چنین نقل شده است: «تا آنجا که من از تحولات روحی خود به یاد دارم از سن 12 سالگی این دغدغه در من پیدا شد و حساسیت عجیبی نسبت به مسائل مربوط به خدا پیدا کرده ام. پرسشها البته متناسب با سطح افکار آن دوره یکی پس از دیگری بر اندیشه ام هجوم می آورد».این دوره مصادف با روی کار آمدن رضا خان و سرکوبی و تضعیف فرهنگ اسلام و مبارزه جدی با روحانیت حتی ممنوع ساختن عزاداری حضرت سید الشهداء (ع) بوده است .از خود استاد شهید چنین نقل شده است:«من بچه بودم، در حدود سالهای 1314 و 1315 در خراسان زندگی می کردم، در تمام خراسان دو یا سه معمم بیشتر پیدا نمی شد. پیرمردهای هشتاد ساله و ملاهای شصت و هفتاد ساله، مجتهد و مدرس های مکلا «کلاهی» شده بودند، و در مدرسه بسته بود و هیچ کس باور نمی کرد که دین و مذهب دوباره زنده شود.»

هجرت به قم:

هجرت دیگر ایشان به شهر مقدس قم بوده که در سال 1316 صورت گرفته است، در آن سالها که شهید مطهری بسیار جوان حتی دروس مقدماتی حوزه را هم به پایان نبرده بود، اما در اندیشه های بلند و عمیق غرق بوده است. بطوریکه این افکار بنیادی در مورد جهان بینی و خدا شناسی او را به خود مشغول داشته که همه افعال و اندیشه های دیگرش را تحت الشعاع قرار داده است.

تزکیه نفس و روح

از آنجا که روح تشنه معارف اسلام این استاد شهید نیاز مبرم به استادی خود ساخته در تمام ابعاد داشته، از همان روزهائی که وارد مشهد شده بوده به آروزی آنکه روزی در درس عالم برجسته و استاد فلسفه آقا میرزا مهدی شهید رضوی شرکت جوید درس می خواند اما این آرزو به واقعیت نپیوست. و موفق به شرکت در کلاس درس نامبرده نشد.ولی در حوزه علمیه قم به آرزوی خود نائل گردید، و شخصیتی که در علم و تقوا زبانزد خاص و عام است و روح هر انسان آزاده و حقیقت جوئی را مجذوب خود می سازد، درس اخلاقی را شروع می کند و به نور افشانی و انسان سازی می پردازد و در حقیقت استاد شهید گم شده خود را پیدا می نماید، و روح تشنه خود را از سرچشمه زلال این شخصیت سیراب نموده است.مطهری همچنان عاشق علم و در طلب حقیقت و دقت و تلاش ستودنی و تحسین برانگیز و با برنامه ای منظم مشغول به تحصیل و خوشه چینی از بوستان اهل بیت (ع) بود که در این راستا با یکی دیگر از فرزانگان حوزه علمیه حضرت آیت الله مرعشی نجفی آشنا و لمعه که دوره کامل فقه اهل بیت (ع) است را نزد ایشان تلمذ می نماید.و نیز آشنائی این بزرگوار با مرحوم علامه عالی مقام طباطبائی که در سال 1329 شمسی انجام گرفته.حضور در درس ایشان، حضوری عالمانه و بسیار مفید و سازنده است.دقت و زیرکی و هوش استاد نه تنها حاضران را به وجد می آورده است بلکه خود استاد علامه طباطبائی هم نیز بر سر شوق می آمده است لذا مرحوم علامه درباره شهید مطهری چنین فرموده است:«مرحوم مطهری یک هوش فوق العاده ای داشت و حرف از او ضایع نمی شد، حرفی که می گفتم می گرفت و به مغزش می رسید، علاوه بر مسئله تقوا و انسانیت و جهات اخلاقی که انصافا داشت.»

هجرت سوم به تهران:

اگر چه مرحوم شهید مطهری قم را بر خلاف خواسته قلبی خود ترک می کند و به تهران مهاجرت می نماید، ولی این هجرت منشا برکاتی می گردد که خاص و عام از آن استفاده می کنند، مانند تدریس در مدرسه مروی تهران، تدریس در دانشگاه تهران، منبر و سخنرانی در محافل علمی، و حسینیه ها و مساجد، تفسیر قرآن نوشته و مقالات و کتب فراوان در موضوعات گوناگون که هر یک از آنها حاکی از بیداری استاد و پاسداری او از اسلام عزیز است. هم اکنون این نوشته ها بصورت مجموعه آثار در مجلدات جداگانه راهگشای حقیقت جویان و فضیلت خواهان است. در نهایت این زحمات طاقت فرسا در سالهای بسیار و متوالی نتیجه داد، تا آنجا که لبان این شهید بزرگوار در عالم خواب بوسه گاه نبی مکرم اسلام (ص) می گردد و چند شب بعد از این خواب به درجه رفیق شهادت نائل می گردد[2].این بود گوشه ای از سیره و زندگی این علامه شهید و بزرگوار که برای تحقیق بیشتر می توانید به کتب مجموعه آثار و کتاب «شهید مطهر»نوشته محمد خردمند مراجعه نمائید.

شهید مطهری

منابع :

۱-مستدرک الوسائل ج 4 ص235 - عوالی‏اللآلی ج1 ص99.

۲-تمام این نوشته خلاصه ای است از کتاب اقای محمد خردمند از صفحه 23 تا ص 60.

زندگینامه شهبداستاد مرتضی مطهری(ره)

استاد شهيد آيت الله مطهري در 13 بهمن 1298 هجري شمسي در فريمان واقع در 75 کيلومتري شهر مقدس مشهد در يک خانواده اصيل روحاني چشم به جهان مي گشايد. پس از طي دوران طفوليت به مکتبخانه رفته و به فراگيري دروس ابتدايي مي پردازد. در سن دوازده سالگي به حوزه علميه مشهد عزيمت نموده و به تحصيل مقدمات علوم اسلامي اشتغال مي ورزد. در سال 1316 عليرغم مبارزه شديد رضاخان با روحانيت و عليرغم مخالفت دوستان و نزديکان، براي تکميل تحصيلات خود عازم حوزه علميه قم مي شود در حالي که به تازگي موسس گرانقدر آن آيت الله العظمي حاج شيخ عبدالکريم حائري يزدي ديده از جهان فروبسته و رياست حوزه را سه تن از مدرسان بزرگ آن آيات عظام سيد محمد حجت، سيد صدرالدين صدر و سيد محمد تقي خوانساري به عهد گرفته اند. ...

www.fardamg.blogfa.com برای مشاهده متن کامل به ادامه مطلب رجوع کنید.

ادامه نوشته

شهید مهندس مهدی باکری

شهید مهدی باکری

سخنرانی شهید مهدی باکری در شب عملیات بدر

بسم الله الرحمن الرحیم

عملیات، عملیات سختی خواهد بود. باید بدانیم اگر این عملیات موفق نشد،‌عملیات بعدی ما سخت‌تر خواهد بود؛ چون خداوند بندگان مؤمن خود را هر چه می گذرد با آزمایشی دیگر می آزماید.همه برادران بایستی تصمیم قطعی بگیرند. تمام علایقی كه در ده، در شهر و … دارید ،‌كنار بگذارید.
مصمّم ، قاطع و با توكّل به خداوند ،‌تمام برادران تصمیم بگیرند و گرنه خدای ناكرده مردّد و متزلزل می‌شویم و تردید و ابهام حتی به اندازة‌نوك سوزن مانع امداد الهی است. هر برادری شب عملیات می‌خواهد جلو برود باید تصمیم خود را گرفته باشد. خدای نكرده اگر برادر ضعیفی است، نباید جلو بیاید. هر كس نمی تواند تصمیم بگیرد ،‌همراه ما نیاید و گرنه خدای نكرده به ما صدمه خواهد زد.
همه برادران تصمیم خود را گرفته اند، ‌ولی من بخاطر سختی عملیات تأكید می كنم. شما باید مثل حضرت ابراهیم باشید كه رحمت خدا شامل حالش شد، مثل او در آتش بروید. خداوند اگر مصلح بداند به صفوف دشمن رخنه خواهید كرد. باید در حد نهایی از سلاح مقاومت استفاده كنیم.
هرگاه خداوند مقاومت ما را دید رحمت خود را شامل حال ما می گرداند. اگر از یك دسته بیست و دو نفری، ‌یك نفر بماند، باید آن یك نفر باید مقاومت كند؛ حتی اگر فرمانده شما شهید شد، نگویید فرمانده نداریم و نجنگیم كه این وسوسه شیطان است. فرمانده اصلی ما ،‌خدا و امام زمان است، ‌اصل ،‌آنها هستند و ما موقت هستیم، ما وسیله هستیم برای بردن شما به میدان جنگ. وقتی شما شهید شدید ،‌خودتان فرمانده‌اید؛ وظیفة‌ما مقاومت تا آخرین نفس و اطاعت از فرماندهی است.
تا موقعی كه دستور حمله داده نشده كسی تیراندازی نكند، ‌حتی اگر مجروح شد خودداری نماید. دستمال در دهانش بگذارد، دندانها را به هم بفشارد و فریاد نكند، فریاد نشانه ضعف شماست.با هر رگبار سبحان الله بگویید. در عملیات خسته نشوید، بعد از هر درگیری و عملیات شهدا و مجروحین تخلیه و بقیه سازماندهی شده و كار ادامه یابد.
با عرض معذرت مسأله‌ای كه امیدوارم به برادران جسارت نشود و ان شاء الله كه از قلبهای پاك شما به دور است، ‌ولی شیطان دست بردار نیست. شیطان بعضی وقتها آرامتر و با وجهه شرعی جلو می‌آید، ‌بنابراین در پیروزی مغرور نشوید.
حداكثر استفاده از وسایل را بكنید. اگر این پارو بشكند به جای آن پاروی دیگری وجود ندارد ،‌با همین قایقها باید عملیات بكنیم ،‌لباسهای غواصی را خوب نگهداری كنید ،‌یك سال است دنبال این امكانات هستیم.

قسمتی از وصیت نامه شهید مجتبی بابایی زاده

قسمتی از وصیت نامه شهید مجتبی بابایی زاده ،یکی از شهدای امنیت و اقتدار (شهدای مبارزه با گروهک تروریستی پژاک) شهریور 90 دست نوشته شهید مجتبی بابایی زاده

"هرچه دارید از این انقلاب است . اهداف انقلاب را فراموش نکنید ولایت را تنها نگذارید."

خط  ناطق ، مهدویت و انتظار

دست نوشته شهید مجتبی بابایی زاده

این قسمت از وصیت نامه شهید خطاب به مسئولین و مدیران است: "مبادا لحظه ای از یاد خدا و ملت غافل شوید.مبادا خود را از فرهنگ جهاد و شهادت جدا کنید.مبادا از آنهایی باشید که بخاطر عملتان در زمان ظهور جزء دشمنان حضرت حجت باشید."

فدائیان پیشرفت ایران اسلامی

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر انقلاب اسلامی در پیامی ضمن تسلیت شهادت دانشمند جوان، شهید احمدی‌روشن در حادثه تروریستی در تهران، این ترور بزدلانه را نشانه‌ی به بن‌بست رسیدنِ استكبار جهانی به سردستگی آمریكا و صهیونیزم، در مقابله با ملت مصمّم و مؤمن و پیشرونده‌ی ایران اسلامی دانستند.متن پیام به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
شهادت دانشمند نخبه‌ی جوان، شهیدمصطفی احمدی روشن، اندوه دیگری بر دل دوستداران دانش و متعهدان به پیشرفت جمهوری اسلامی نهاد. ما همگی شریك غم پدر و مادر و همسر و فرزند این جوان مظلوم و برجسته و سرافرازیم.
این ترور بزدلانه كه عاملان و طراحانش هرگز جرأت نخواهند كرد به جنایت كثیف و پلید خود اعتراف كنند و مسئولیت آن را بپذیرند مانند دیگر جنایات شبكه‌ی تروریزم بین‌الملل دولتی، با طراحی یا همراهی سرویسهای سیا و موساد عمل شده و نشانه‌ی به بن‌‌بست رسیدنِ استكبار جهانی به سردستگی آمریكا و صهیونیزم، در مقابله با ملت مصمّم و مؤمن و پیشرونده‌ی ایران اسلامی است. آنها در این رفتار شنیع و قساوت‌آمیز نیز شكست خواهند خورد و به اغراض پلید و شریرانه‌ی خود دست نخواهند یافت. رشد شتابنده‌ی علمی و فتح قله‌های دانش كه با همت و عزم جوانان مؤمن و غیور و توانائی چون مصطفای شهید رونق یافته، امروز قائم به هیچ فردی نیست، این یك جنبش تاریخی و برخاسته از یك عزم خلل‌ناپذیر ملی است. ما به كوری چشم سران اردوگاه استكبار و نظام سلطه، این راه را با قوت و اراده‌ی راسخ دنبال خواهیم كرد و پیشرفت رشك‌آور ملت بزرگ خود را به رخ دشمنان عنود و حسود خواهیم كشید، و البته از مجازات مرتكبان این جنایت و عاملان پشت صحنه‌ی آن هم هرگز چشم‌پوشی نخواهیم كرد.

اینجانب شهادت این عزیز را به والدین و همسر و فرزندش و به جامعه‌ی علمی و دانشگاهی كشور و به عموم دوستداران و متعهدان نهضت علمی فراگیر، تبریك و تسلیت میگویم و برای آنان صبر و سكینه‌ی الهی و برای شهید عزیزمان علو درجات اخروی را از خداوند متعال مسألت میكنم و یاد شهیدان علیمحمدی و شهریاری و رضائی‌نژاد را گرامی میدارم.
سیدعلی خامنه‌ای
22/دیماه/1390

شهید

جزئیات ترور دانشمند جوان هسته‌ای کشور

به گفته برخی شاهدان ترور شهید احمدی روشن دو راکب یک موتورسیکلت مقابل دانشکده ارتباطات بمب دست سازی را به در سمت راست جلوی اتومبیل حامل شهید احمدی روشن چسبانده و بعد از طی مسافتی حدود 200 تا 300 متر این بمب عمل کرده و باعث انفجار خودرو می شود.به گزارش مهر، صبح امروز چهارشنبه ساعت 8:20 انفجار یک خودروی پژو 405 توسط یک تیم تروریستی باعث به شهادت رسیدن شهید احمدی روشن معاون بازرگانی سایت هسته ای نطنز شد.این انفجار در خیابان گل نبی در مسیر تردد روزانه شهید احمدی روشن اتفاق افتاده است.به گفته شاهدان عینی، شدت انفجار به حدی بود که باعث شکسته شدن شیشه برخی منازل اطراف شد.به گفته برخی دانشجویان دانشکده علامه که شاهد این حادثه بوده اند یک دستگاه موتورسیکلت با دو سوار مقابل دانشکده ارتباطات بمب دست سازی را به در سمت راست جلوی اتومبیل حامل شهید احمدی روشن چسبانده و بعد از طی مسافتی حدود 200 تا 300 متر این بمب عمل کرده و باعث انفجار خودرو می شود.برخی می گویند که راننده خودروی منفجر شده از محافظان شهید احمدی روشن بوده و برخی دیگر نیز وی را یکی از اساتید دانشگاه می خوانند.همچنین بر اثر این حادثه یک مرد میانسال از ناحیه دست مجروح شده است.در حال حاضر برخی رسانه های داخلی و خارجی تصویری و مکتوب بر سر صحنه حادثه حاضر بوده و در حال تهیه گزارش هستند.این انفجار در حالی رخ داد که فردا پنجشنبه دومین سالگرد شهید علیمحمدی از دانشمندان هسته ای است و شنیده ها حاکی از این است که شهید احمدی روشن نیز در مسیر رفتن به مراسم سالگرد شهید علیمحمدی بوده است.
بكشيد ما را؛ملت ما بيدارتر می شود.
مرگ بر اسرائیل

شهید سردار حاج حسن تهرانی مقدم

پدر موشکی ایران

اسمش حسن بود. خلقش حسن بود و حسینی به شهادت رسید. حاج حسن مثل اربابش حضرت اباعبدالله بی سر در ایام عید غدیر به شهادت رسید و سر سفره مولایش امیرالمومنین مهمان شد.

شهید سردار حسن تهرانی مقدم

سرلشگر شهید طهرانی

سرلشگر پاسدار شهید حاج محمد ابراهیم همت

حاج همت

به عشق شهادت کمر بسته ام...

http://andimeshkijvan.persiangig.com/%D8%B9%DA%A9%D8%B3%D9%87%D8%A788/48-2.JPG

خط امام...

اگر امروز می بینید، عده ای مدعی هستند از خط امام پیروی می کنند اما در عین حال دست در دست دشمنان با اسلام و انقلاب و یادگار امام روح الله یعنی "ولایت مطلقه فقیه و جمهوری اسلامی" می جنگند! ادعای خط امام می کنند و در عین حال به کوچکترین شاخصه های خط امام پایبند نیستند و از اساس به آن اعتقادی ندارند!، چیز جدیدی نیست! مدعیان دروغین خط امام در زمان حیات حضرت روح الله (س) حاضر بوده اند، وای به امروز که امام هم نیست...متنی که در زیر می بینید قسمتی از سخنرانی شهید دکتر سید عبدالحمید دیالمه است که به این موضوع اشاره ای کوچک داشته اند......

شهید دکتر سید عبدالحمید دیالمه

"خط امام چی شده، الان دیگه اتوبان شده و به تعبیری اگر امام امروز برگرده پشت سرش خط خطی شده دیگه!! دو میلیون خط شما در اونجا نگاه می کنید آمده میگه، او هم میگه، حزب توده هم میگه من در خط امامم، جنبش هم می گه در خط امامم، پیشکار هم میگه در خط امامم، فدایی هم میگه من در خط امامم، نمی دونم هر جنبش ، مسلمان مبارز هم میگه من در خط امامم، او هم میگه من در خط امامم، آخه ما نفهمیدیم این چه خطی است که همه اینها توش جا می گیرند از کجا تا کجا، نکنه به جای خط، اتوبان شده باشه!. توده ای هم می تواند توش راه بره پیشکار هم می تونه چپی هم می تونه آقایون، خود حزب توده می گه علت اینکه فدایی ها با ما مخالفت می کنند و بر علیه ما اعلامیه می دهند به دلیل این است که ما در خط امامیم!!!. ما در خط امام قرار گرفتیم. خودش هم تعیین تکلیف می کنه، تعیین تکلیف می کنه! زمانی که یک ... با یکی از روحانیون مثل اینکه در یزد، اصفهان اینها شاید شنیده باشید. در یزد یا اصفهان رفته بود در بالای منبر و توپیده بود به روسیه، فوراً روزنامه.. فردا نوشته بود یک روحانی در مثلاً اصفهان یا یزد از خط امام خارج شد! فکر کرده لوکوموتیو قطاره همینجوری از خط خارج می شه! فهمیدید چی شد؟ یک روحانی از خط امام خارج شد و به اون تعبیری که اونها گفتند بعد از پیام نوروزی امام، خود امام از خط امام خارج شده !!! لوکومتیو اصلش از خط خارج شد، قبلاً واگنها خارج می شدند حالا خود لوکومتیو خارج شد از خط !! امام از خط امام خارج شد......."

ولايت فقيه در كلام شهدا

لبیک یا امام خامنه ای

پیرو خط امام خمینى باشید و سعى کنید، عظمت او را بیابید و خود را تسلیم او سازید و صداقت و اخلاص خود را همچنان حفظ کنید .شهید محمدولى پاکدل      

**********************

اى مردم، همیشه در خط امام و انقلاب باشید و از گفته ‏ها و رهنمودهاى امام سرپیچى نکنید. شهید محمد رجایى      

**********************

 پیامم به شما همشهریانم، این است که دعا کنید براى سلامتى امام امت که ما را از ظلمات به سوى نور کشاند و کارى بکنیم که از نور به سوى ظلمات نرویم و قدر امام را بدانید و این را بدانید که اگر لحظه ‏اى از خط امام که همان معصومین و انبیاء است پایمان را فراتر و یا کج‏تر بردارید گمراه خواهید شد . شهید محمدهادى درویشى      

**********************

 بردادرانم، در هر کارى که انجام مى‏دهید قرآن و اسلام را ملاک قرار دهید و همیشه و در همه حال گوش به فرمان امام باشید. که سخنان امام، جز قرآن و احادیث چیز دیگرى نیست و آن را در متن زندگیتان قرار دهید. شهید رمضان ذاکرى      

**********************

برادران حزب الهى، روستاى شوقان

 از شما تقاضا دارم که امام امت را  تنها نگذارید و به نداى او لبیک گویید که سعادت در آن است. شهید محمدتقى دانش پژوه

**********************

از امت حزب الّله، مى‏خواهم که فقط سعى کنند گوش به فرمان امام باشند که سخنان اسلام است  و به آن عمل کنند و پشت سر امام حرکت کنند. شهید محمد رحیمى رتکى       

**********************

 پیرو راه حسین زمان یعنى خمینى بت شکن باشید.

  

 تقاضایم از برادران  و خواهرانم، همچنین امت حزب الّله بجنورد این است که پیرو خط سرخ رهبر عزیزمان باشند و همیشه گوش به فرمان آن بزرگوار باشند. شهید حسین ابراهیمى بزنج      

**********************

 پیام من به خانواده خودم و سایر خواهران و برادران این است. که از اسلام دفاع کنند و از امام حمایت کنند و تا مى‏توانند گوش به فرمان امام باشند. که هر چه امام گفت، گوش به حرف ایشان بدهند و تا مى‏توانند از قرآن و اسلام دفاع کنند. شهید یزدان حصارى      

**********************

با اتکا به خداوند و ایجاد یک تشکیلات قوى، به پیروى از امام امت بروید و انقلاب را تسریع نمایید.  شهید پرویز محمدى      

**********************

نگذارید که امام بى یاور بماند. شهید عباس معیل      

**********************

 از امت مسلمان و شهیدپرور بجنورد، مى‏خواهم که امام را پشتیبان قوى باشند و بر دهان یاوه گویان بزنند و جبهه را از نظر جانى و مالى تقویت کنند و همیشه در سر نماز و پایان دعاهایشان (کمیل،توسل، و ندبه) امام را دعا کنند. شهید محمد حصارى      

**********************

برادران، شما باید بعد از کربلا عازم قدس گردید. لذا سلاح این گلگون کفنان را برگیرید و قلب خصم زبون را نشانه روید و اوامر امام را اجرا کنید که رستگار خواهید شد. شهید عباس معیل      

**********************

 

من هم خواستم تا از این طریق جبهه آمدن و دادن بهترین سرمایه و بهترین دوست که جان من است به ائمه اطهار نزدیک شوم و شما نیز اگر مردمى با فکر و با اندیشه و با تفکر هستید جز عمل به این راه و مسلک به نظر من به ائمه نزدیک نمى‏شوید. شهید حسین روحانى      

**********************

 اى مردم شهیدپرور، از شما تقاضامندم که مثل همیشه در صحنه باشید و امام را تنها نگذارید. شهید غلامعلى امیرى مقدم     

**********************

 معتقدم که امام خمینى دنباله رو معصومین  و شیعه واقعى بوده و به عنوان اولوالامر و ولایت فقیه فرامینش لازم الاجرا است و عقیده دارم که این مرد بزرگ که براى هدایت و نجات ستمدیدگان و مظلومان قیام کرد، مى‏خواهد قوانین اسلام را پیاده کند. شهید غلام رضا ایمان پور     

سردار شهيد نور علي شوشتري

سردار شهید نور علی شوشتری

سردار شهید نورعلی شوشتری، بزرگ مردی بود که به دست وطن فورشان جند الشیطان به درجه رفیع شهادت نایل شدند.جهت گرامیداشت یاد ایشان صلواتی ذکر نمایید... (شهیدان همیشه زنده اند)

زندگینامه شهید مرتضی یاغچیان

شهيد مرتضي ياغچيان درتيرماه سال ۱۳۳۵ به دنيا آمد‌. در كودكي علاوه بر تحصيل به مجالس‌عزاداري و قرآن نيز مي‌رفت‌. دوران ابتدايي را در مدرسه "ناصرخسرو" تبريز گذراند دوران راهنمايي در مدرسه نجات سپري شد‌. در سال ۱۳۵۶ موفق به دريافت مدرك ديپلم در رشته مدلسازي از هنرستان صنعتي تبريز شد‌. براي طي دوره سربازي به حوزه نظام وظيفه معرفي شد‌. زماني كه امام‌(ره‌) فرمان فرار سربازان از پادگانها را دادند‌. ايشان نيز مانند مردم انقلابي ايران در تظاهرات و تجمعات ضد طاغوتي شركت كرد‌. بعد از پيروزي انقلاب‌، به عضويت سپاه درآمد‌. و تصدي تسليحات سپاه تبريز كه اهميت زيادي در آن ايام داشت با او بود‌. از مسئوليت وي يادها و خاطرات بسياري درذهن تمامي مسئولين سپاه آن زمان مانده است‌. همچنين مردم خاطرات زيادي از مبارزات او در "غائله حزب خلق مسلمان‌" تبريز و آشوب گروههاي ديگر دارند‌. وي در تسخير مقر فرماندهي اين حزب كه در ميدان منجم تبريز واقع بود رشادتهاي بسياري از خود نشان داد‌. در تيرماه سال ۵۹ وي به همراه برادر احمد پنجه شكار امور اجرايي مربوط به ستاد عملياتي سپاه را به عهده گرفت‌. وي تحت عنوان مسئول تجهيزات تبريز و معاون اطلاعات عمليات انجام وظيفه نمود و پس از طي اين دوره‌ها به شيراز اعزام شد تا يك دوره هوابرد را در آنجا بگذراند و پس از آن جزء اولين نيروهاي سپاه به جبهه اعزام شد‌. در اين مدت وي بارها مجروح و هر بار قبل از بهبودي كامل باز به جبهه مي‌رفت‌. مدتي بعد به دستور حضرت آيت‌الله مدني به سمت مسئول عمليات سپاه مراغه منصوب شد‌. در عمليات بيت‌المقدس با سمت مسئول محور تيپ حضور داشت و در عمليات رمضان معاون تيپ عاشورا شد‌. زماني كه تيپ عاشورا به لشكر عاشورا تبديل شد مرتضي به سمت معاون دوم لشكر منصوب گرديد‌. پس از شركت در عملياتهاي والفجر مقدماتي‌، والفجر ۲، والفجر۴ با همان سمت و با تلاش بيشتر نوبت به شركت درعمليات خيبر رسيد‌. آنان با جانفشاني از پل حميد و جزاير مجنون دفاع كردند‌. شهيد ياغچيان در حين عمليات به شهادت رسيد‌.
http://azar-sharghi.koolebar.ir/sites/azar-sharghi.koolebar.ir/files/downloads/images/index.jpg?1307383409

معرفی کتاب: همپای صاعقه

کتاب "همپای صاعقه" به خدمتتان معرفی میگردد که رهبر معظم انقلاب ضمن مطالعه کامل آن؛ به خواندن آن توصیه نیز فرموده اند.در این کتاب؛ شرح عملیاتهایی که احمد متوسلیان  و لشکر محمد رسول الله (ص) انجام داده است آورده شده و نیز؛ از شهدای بسیاری از جمله شهید یزدانی هم در قسمتهای مختلف خاطراتی نقل شده است.

در كردستان‌ سر مي‌بريدند...

حضرت‌ آيت‌ الله‌ خامنه‌اي‌ ـ ‌من‌ شهيد بروجردي‌ را از اوايل‌ پيروزي‌ انقلاب‌شناختم‌. دقيقاً خاطرم‌ نيست‌ كه‌ كي‌ بود. اواسط‌ سال‌58 شوراي‌ انقلاب‌ مرا مأمور كرد كه‌ بروم‌ سپاه‌ وكارهاي‌ سپاه‌ را به‌ عهده‌ بگيرم‌. من‌ در جايگاه‌فرماندهي‌ سپاه‌ قرار گرفتم‌ و رفتم‌ در سپاه‌ مركزي‌مستقر شدم‌.

براداراني‌ از آشنايان‌ سپاه‌، كساني‌ كه‌ در سپاه‌بودند، به‌ من‌ مراجعه‌ كردند و گفتند خوب‌ است‌ كه‌شهيد بروجردي‌ را بگذاريد اين‌ جا؛ ظاهراًمنطقة‌ غرب‌كشور بود. موافقت‌ كردم‌ و آشنا شدم‌. در طول‌ دو ياسه‌ سال‌، دقيقاً يادم‌ نيست‌، شهيد بروجردي‌ رامي‌ديدم‌ كه‌ در اشتغالات‌ گوناگون‌ و مأموريتهاي‌مختلف‌ سپاه‌، نقش‌ داشت‌. در قرارگاه‌ حمزه‌ و تشكيل‌آن‌ ايشان‌ نقش‌ داشت‌؛ تشكيل‌ قرارگاه‌ يكي‌ از كارهاي‌بسيار مهم‌ بود .مرحوم‌ شهيد بروجردي‌ بسيار فعال‌ بود در اين‌زمينه‌ها يك‌ بار در سال‌ 59 يا اوايل‌ 60 رفتم‌ منطقه‌غرب‌، ايشان‌ آن‌ وقت‌ در باختران‌ بود و از نزديك‌شاهد كار او بودم‌.

اما آن‌ چيزي‌ كه‌ من‌ از شهيد بروجردي‌ در آنجااحساس‌ كردم‌ و يك‌ احترام‌ عميقي‌ از او در دل‌ من‌ به‌وجود آورد اين‌ بود كه‌ ديدم‌ اين‌ برادر، با كمال‌ متانت‌و با كمال‌ نجابت‌، به‌ چيزي‌ كه‌ فكر مي‌كند مسؤوليت‌ ووظيفه‌ است‌. برخي‌ با احساسات‌ شخصي‌ و گروهي‌فكر مي‌كردند يك‌ نفر كه‌ با او موافقند او را تقويت‌كنند و يكي‌ را كه‌ با او مخالفند؛ با او مخالفت‌ كنند؛ باكارهايش‌ برخورد كنند؛ به‌ هيچ‌ وجه‌ اين‌ طور چيزي‌نبود. با شهيد بروجردي‌ هيچ‌گونه‌ حركتي‌ كه‌ از آن‌حركت‌، آدم‌ احساس‌ مي‌كند كه‌ در آن‌ كارشكني‌ يامخالفتي‌ هست‌ انجام‌ نمي‌داد و اين‌ علاقة‌ من‌ به‌ اين‌شهيد عزيز را خيلي‌ بيشتر كرد. من‌ تصور مي‌كنم‌روحيه‌ آرامش‌ و نداشتن‌ حالت‌ ستيزه‌جويي‌ با دوستان‌و گذشت‌ و حلم‌ در مقابل‌ كساني‌ كه‌ تعارضهاي‌ كاري‌ بااو داشتند، نشانة‌ آن‌ روح‌ عرفاني‌ شهيد بود. معاشرتي‌كه‌ بتوانم‌ جزئيات‌ حالات‌ عرفاني‌ و را به‌ دست‌بياورم‌. متأسفانه‌ نداشتم‌ ولي‌ برخوردها و رفتارهانشان‌ دهندة‌ معنويات‌ و روحيات‌ افراد هست‌.

15/7/1366 مزار شهيد بروجردي‌ ق‌ 24سرداران

در كردستان‌ سر مي‌بريدند:

«گويي‌ شهداي‌ ما در هر زمينه‌ بايد به‌ حسين‌7اقتدا مي‌كردند و دشمنان‌ انقلاب‌ و اسلام‌ نيز به‌يزيد»پس‌ از درگيري‌ شديد با ضد انقلاب‌ كه‌ متشكل‌ ازكومله‌، دمكرات‌، منافقين‌ و چريكهاي‌ فدايي‌ وساواكيهاي‌ زمان‌ شاه‌ بودند بر اثر اصابت‌ گلوله‌ ازهوش‌ رفتم‌. وقتي‌ به‌ خود آمدم‌ توان‌ هيچ‌ حركتي‌نداشتم‌ حتي‌ چشمانم‌ نيز باز نمي‌شد اما گوشهايم‌مي‌شنيد در آن‌ حال‌ صداي‌ دو نفر را در بالاي‌ سرم‌شنيدم‌ كه‌ با هم‌ بحث‌ مي‌كردند يكي‌ از آنها مي‌گفت‌:«سر اين‌ يكي‌ را هم‌ ببُريم‌ و با خود ببريم‌»اما ديگري‌ گفت‌:«نه‌ براي‌ اين‌ سر پول‌ نمي‌دهند گفته‌اند فقط‌ براي‌ سرهايي‌ كه‌ ريش‌ دارند پول‌ مي‌دهيم‌»«يا حسين‌ مظلوم‌»به‌ ياد شهداي‌ مظلوم‌ كردستان‌ كه‌ اكثراً سر دربدن‌ نداشتند و در قطعه‌ 24 به‌ خاك‌ سپرده‌شده‌اند

منبع:http://sayedmahdi.blogfa.com/post-54.aspx

 سردار بدر ، شهید سرافراز مهدی باکری

وصیتنامه:  عزیزانم‌! اگر شبانه‌روز شکرگزار خدا باشیم که نعمت اسلام و امام را به بما عنایت فرموده‌، باز هم کم است‌. آگاه باشیم که صدق نیت و خلوص در عمل‌، تنها چاره‌ساز ماست‌. ...‌بدانید اسلام تنها راه نجات و سعادت ماست‌.... همیشه به یاد خدا باشید و فرامین خدا را عمل کنید‌. پشتیبان و از ته قلب مقلد امام باشید‌. اهمیت زیاد به دعاها و مجالس یاد اباعبدالله (ع‌) و شهدا بدهید که راه سعادت و توشه آخرت است‌. همواره تربیت حسینی و زینبی بیابید و رسالت آنها را رسالت خود بدانید‌. و فرزندان خود را نیز همانگونه تربیت کنید که سربازانی با ایمان و عاشق شهادت و علمدارانی صالح و وارث حضرت ابوالفضل (ع‌) برای اسلام بار بیایند‌.

http://bakeriphoto.jeeran.com/PHOTO/SHAHID-MAHDI-BAKERI-ISLAMIC%20REPULIC%20OF%20IRAN29.jpg

تصویر : یادواره شهدای گمنام شهرستان میانه

 بسیجی سرافراز شهید هادی محمدزاده

هنگام اذان صبح دیده به جهان گشود و کامش با تربت کربلا معطر شد، از همان کودکی توجه خاصی به ادای نماز جماعت، قرائت قرآن و مراسم مذهبی داشت، با توجه به اینکه از صدای گرم و دلنشینی برخوردار بود به آهنگران محمودآباد معروف شده بود.همیشه گرمابخش محافل مذهبی و دعا و توسل بود و سعی وافری در استحکام نماز جماعت و ایجاد وحدت داشت.بعد از شروع جنگ، علی رغم سن کمی که داشت و یگان های اعزام کننده بارها از پذیرش او جهت اعزام به جبهه خودداری کرده بودند، در نهایت پس از پایان دوره ی راهنمایی بار اول به جبهه ی مریوان اعزام شد.بار دوم به عنوان مسئول آموزش مخابرات، در همان جبهه مشغول خدمت شد.او که برای دیدار خانواده و میثاق دوباره با برادر شهیدش ابوالقاسم به مازندران برگشته بود، تاب دوری از سنگر را نیاورد و بدون درنگ عازم جبهه جنوب شد.با وجود روحی آرام و متفکر در ورزشهای رزمی مهارت ویژه داشت.او خبر شهادتش را به معلمش داده بود و می دانست که شهد زیارت عشق را خواهد نوشید، در عملیات قدس5 در جبهه هور، روح بلندش به آسمان عروج کرد و سبکبال و مترنم با لبخند همیشگی به دیدار حق شتافت.

http://t3.gstatic.com/images?q=tbn:HIC7RSp-OZq1IM:http://image5.bubbleshare.com/media/00/cd/b4/54/0e83aca2c9f08a1d17c5e5bcb79bae0ffebfb3ef/580x435/5-031_580x435.jpg&t=1

بسیجی شهید هادی محمدزاده:
نام پدر: حسین جان یگان اعزام کننده: بسیج
تاریخ تولد: 1349/6/10 تاریخ شهادت: 1364/5/17
محل تولد: محمودآباد محل شهادت: هور
وضعیت تأهل: مجرد مدت حضور در جبهه: 10 ماه
میزان تحصیلات: اول دبیرستان
مسئولیت زمان جنگ: بی سیم چی
مزار مطهر: محمودآباد، گلزار شهدای آهو محله

شهید شیرودی ، مالک اشتر جبهه ها

صاحبنظران جنگ های هوایی شهید شیرودی را « نامدارترین خلبان جهان» نامیده اند . وی هنگام هجوم به دشمن با هلیکوپتر به صورت مایل شیرجه می رفت و دشمن را زیر رگبار گلوله می گرفت و مثل جت جنگنده فانتوم مانور می داد.با شروع جنگ تحمیلی در 31 شهریور ماه سال 1359 به منطقه کرمانشاه رفت. وی هنگامی که شنید بنی صدر دستور داده پادگان تخلیه و انبار مهمات منهدم شود از دستور سرپیچی کرد و به  دو خلبانی که با او همفکر بودند گفت : "ما می مانیم و با همین دو هلیکوپتری که در اختیار داریم مهمات دشمن را می کوبیم و مسئولیت تمرد را می پذیریم". در طول 12 ساعت پرواز بی نهایت حساس و خطرناک، این شهید به عنوان تنها موشک انداز پیشاپیش دو خلبان دیگر به قلب دشمن یورش برد. شجاعت و ابتکار عمل این شهید نه تنها در سراسر کشور، بلکه در تمام خبرگزاری های مهم جهان منعکس شد. بنی صدر برای حفظ ظاهر دو هفته بعد به او ارتقاء درجه داد، اما خلبان شیرودی درجه تشویقی را نپذیرفت و تنها خواسته اش این بود که کارشکنی های  بنی صدر و بی تفاوتی برخی از فرماندهان را به عرض امام (ره) برساند. در همان ایام به دستور فرماندهی هوانیروز چند درجه تشویقی گرفت و از ستوانیار سوم خلبان به درجه سروانی ارتقاء یافت، اما طی نامه ای به فرمانده هوانیروز کرمانشاه در 9  مهر 1359 چنین نوشت:" اینجانب خلبان پایگاه هوانیروز کرمانشاه می باشم و تا کنون برای احیای اسلام و حفظ مملکت اسلامی در کلیه جنگ ها شرکت نموده اند، منظوری جز پیروزی اسلام نداشته ام و به دستور رهبر عزیزم به جنگ رفته ام. لذا تقاضا دارم درجه تشویقی که به اینجانب داده اند، پس گرفته و مرا به درجه ستوانیار سومی که بوده ام، برگردانید".